چرا لهجه انگلیسی مردم بریتانیا با آمریکا متفاوت است؟

[ad_1]

کمی که با زبان انگلیسی سر و کار داشته باشید حتما به تفاوت های بین لهجه های بریتانیایی و آمریکایی بر خورده اید. در این بخش قصد داریم به سوالات در ذهن شما در این باره پاسخ دهیم.

زبان انگلیسی انواع گوناگونی دارد: مانند انگلیسی استرالیایی، کانادایی، نیوزیلندی، بریتانیایی و همچنین انگلیسی آمریکایی. در میان تمام این گونه ها، انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی آمریکایی جز معتبرترین ها محسوب می شوند. انگلیسی ها و آمریکایی ها به یک زبان صحبت می کنند اما این زبان طی قرن ها و به خاطر فاصله ی جغرافیایی و ورود اقوام مختلف به آمریکا دستخوش تغییرات بسیاری شده است. این تفاوت تنها در لهجه نیست. تفاوت‌های گوناگون دیگری نیز میان انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود دارد که این دو زبان ظاهرا شبیه به هم را از هم متفاوت می سازد. آمریکا زمانی مستعمره ی بریتانیا بوده است. اما امروزه این دو کشور مشکلی با یکدیگر ندارند و با گذر زمان این دو لهجه بیشتر و بیشتر یکدیگر را می پذیرند.

چرا انگلیسی ها و آمریکایی ها تلفظ متفاوتی دارند؟

1 – ورود انگلیسی ها به آمریکا

وقتی انگلیسی ها اولین بار وارد سرزمین آمریکا شدند زبان کشور خود را وارد سرزمین جدید کردند. در آن زمان انگلیسی ها به زبان روتیک صحبت می کردند (زبان روتیک زبانی بود که در آن حرف ر مشدد تلفظ می شد). اما در همان زمان در بخش های جنوبی و ثروتمند بریتانیا اشراف زادگان و طبقات اجتماعی بالا چون می خواستند خود را با عوام متمایز کنند حرف ر را تلفظ نمی کردند و مثلا به جای تلفظ واژه ی win-terr از win-tuh استفاده می کردند. چون این افراد قشر فرهیخته ی جامعه محسوب می شدند کم کم افراد بیشتری از آنها تقلید کردند و زبان امروزی مردم بریتانیا که به آن انگلیسی معیار می گویند به وجود آمد. برای همین است که در بخش های شمالی یا شرقی لندن همچنان برخی مردم حرف ر را تلفظ می کنند.

2 – تاثیر زبان فرانسوی بر انگلیسی بریتانیایی

انگلستان در طول تاریخ بسیار تحت تاثیرفرانسه بوده است. اولین تاثیر در قرن 11ام که شاه ویلیام به انگلیس حمله می کند و زبان فرانسه را زبان رسمی آنجا می کند. این موضوع دوام نداشت اما تاثیراتش را می توان در انگلیسی میانه به وضوح مشاهده کرد. دومین تاثیر در سال 1700 بود که مردم انگلستان جامعه و فرهنگ فرانسه را نماد شکوفایی علم و فرهنگ برتر یافتند و بیشتر و بیشتر واژه هایی از زبان فرانسوی وارد کردند. به دلیل فاصله ی جغرافیایی با آمریکا، کشور آمریکا از این تاثیرات مصون ماند و خیلی از واژه ها و تلفظ های فرانسوی وارد انگلیسی آمریکایی نشد.

3 – استقلال آمریکا و نوآ وبستر

یکی از دلایل این سوال فردی به نام نوآ وبستر Noah Webster است. وبستر شخصی بود که اعتقاد داشت آمریکا به عنوان کشوری مستقل و آزاد باید استقلال فرهنگی و زبانی داشته باشد. او اولین دستور زبان و املای آمریکایی، کتاب های درسی و اولین فرهنگ لغت آمریکایی را در سال 1828 نوشت. او همچنین از طرفدارن دوآتشه ی اصلاح املا و هجی کلمات بود و معتقد بود واژه ها باید همانطور که خوانده می شوند نوشته شوند.

4 – تفاوت فرهنگی آمریکا و انگلیس

فرهنگ متفاوت دو کشور دلیل دیگر این سوال می باشد. آمریکایی ها دوست دارند غیررسمی تر و محاوره ای تر صحبت کنند و خود را مردمی آسان گیر و راحت می دانند. برای همین شکل بسیاری از واژه ها را آسان تر کرده و معادل های غیر رسمی یک سری واژه ها را وارد زبان کرده و معادل های رسمی را استفاده نکردند.آمریکایی ها بسیاری از واژه ها یا حروف اضافه را کلا حذف می کنند. این در حالی است که انگلیسی ها جملات را کامل و دستوری ادا می کنند.

5 – غرور ملی

غرور ملی و منطقه ای و تغییر عقیده درباره ی اینکه گویش “درست” کدام است باعث شده تا هر کشوری که به زبان انگلیسی صحبت کرده تلفظ خاص خود را به این زبان ببخشد و به نوعی آن را بومی سازی کند. برای مثال استرالیا، نیوزلند، هندوستان و خیلی کشورهای دیگر اگرچه به این زبان حرف می زنند اما به گویش خود صحبت می کنند تا خود را متمایز و هویت ملی خود را حفظ کرده باشند.

 

تفاوت های لهجه ی آمریکایی با بریتانیایی

 تلفظ واژگان

اولین و مهم ترین تفاوت این دو لهجه نحوه تلفظ برخی حروف صدادار است. حروف بی صدا تا حدود بسیاری در بریتانیایی و آمریکایی شبیه هم هستند. در جدول زیر به نمونه ای از این تفاوت ها در حروف صدادار اشاره می کنیم:

              آمریکایی             

بریتانیایی

مثال:

ɑ

ɑː

Father, palm

ɑr

ɑː

arm, bard

ɛr

(ɛə) ɛː

hair, there

ɪr, ir

(ɪə) ɪː

near, here, serious

ɑ

ɒ, ɔ

not, wasp

əʊ

no, go, hope

ɔ

ɔː, oː

law, caught

ɝ, ər

ɜː

fur, bird

واژگان متفاوت

از دیگر تفاوت های بارز این دو لهجه استفاده از واژه های مختلف برای توصیف یک چیز است. برای مثال به نمونه های زیر توجه کنید:

آمریکایی

بریتانیایی

واژه

apartment

flat

آپارتمان

vacation

holyday

تعطیلات

hood

bonnet

کاپوت

cookies

biscuit

کلوچه

truck

lorry

کامیون

fall

autumn

پاییز

Main street

High street

خیابان اصلی

البته باید توجه داشته باشید که این تفاوت واژه ها به این معنی نیست که مردم این دو کشور حرف یکدیگر را نمی فهمند. بلکه می توانند از طریق بافت جمله معنای واژه های متفاوت را بفهمند.

املای واژه ها

همانطور که گفته شد خیلی از این تغییرات جزئی در املای واژه ها مدیون نوآ وبستر است. برای مثال:

تبدیل –our به –or در آمریکایی

آمریکایی

بریتانیایی

color

colour

honor

honour

Neighbor

neighbour

تبدیل –re به –er در آمریکایی

آمریکایی

بریتانیایی

center

centre

meter

metre

theater

theatre

fiber

fibre

تبدیل –ise به –ize در آمریکایی

آمریکایی

بریتانیایی

analyze

analyse

organize

organise

recognize

recognise

realize

realise

حذف e هنگام درست کردن Gerund (اسم مصدری)

آمریکایی

بریتانیایی

aging

ageing

dying

dyeing

تبدیل C به S در برخی واژه ها

آمریکایی

بریتانیایی

defense

defence

license

licence

استثناها در هجی کلمات

آمریکایی

بریتانیایی

واژه

airplane

aeroplane

هواپیما

aluminum

aluminium

آلومینیوم

mom

mum

مادر

pajamas

pyjamas

پیژامه

 

گرامر و دستور زبان

اسامی جمع

در لهجه ی آمریکایی اسامی جمع همچون government, staff, band, team با افعال مفرد استفاده می شوند اما در لهجه ی بریتانیایی این واژه ها هم با فعل مفرد و هم جمع به کار می روند.

انگلیسی ها می گویند:

.The team are playing tonight

و

.The team is playing tonight

اما آمریکایی ها می گویند:

.The band is good tonight

 

افعال کمکی

برای مثال فعل کمکی Shall در لهجه ی بریتانیایی به عنوان فعل کمکی زبان آینده استفاده می شود اما این واژه چنین کاربردی در آمریکایی ندارد (مگر در مواقع بسیار رسمی). آمریکایی ها از will استفاده می کنند.

.I shall go home now. Vs. I will go home now

در حالت سوالی هم انگلیسی ها و آمریکایی ها این تفاوت را دارند:

?Shall we go now  (بریتانیایی)

?Should we go now (آمریکایی)

وقتی آمریکایی ها می خواهند از فعل need وhave  استفاده کنند فعل کمکی do را می آورند اما need و  haveدر بریتانیایی خود یک فعل کمکی در نظر گرفته می شود:

.You do not need to come to work today (آمریکایی)

.You needn’t come to work today (بریتانیایی)

?Do you have ice cream (آمریکایی)

?Have you got ice cream (بریتانیایی)

شکل گذشته ی افعال

برای مثال در لهجه ی آمریکایی برای شکل گذشته ی برخی افعال از d یا ed استفاده میشود اما در بریتانیایی هم از این دو و هم t استفاده می کنند. مثلا:

فعل گذشته ی learn در آمریکایی learned است. اما در انگلیسی هم learned  و هم learnt گفته می شود. همین موضوع برای افعال dreamed, dreamt, burned, burnt, leaned, leant نیز صادق است.

آمریکایی ها شکل سوم فعل got را gotten می دانند اما بریتانیایی ها از got استفاده میکنند.

.I have never got caught (بریتانیایی)

.I have never gotten caught (آمریکایی)

شکل گذشته ی فعل fit در بریتانیایی fitted اما در انگلیسی fit است.

حرف اضافه

حروف اضافه در این دو زبان کارکردهای متفاوتی دارند:

بریتانیایی

آمریکایی

At the weekend

On the weekend

In a team

On a team

On behalf of

In behalf of

Writing to somebody

Writing somebody

نتیجه

شباهت های انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی بسیار بیشتر از تفاوت هایشان است. اگر شما بتوانید یکی از این لهجه ها را خوب یاد بگیرید مطمئنا می توانید با کمی دقت لهجه ی دیگر را خوب بفهمید. به استثنای چند لهجه ی خاص و محلی در بریتانیا و آمریکا، مردم این دو کشور به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و حتی برای شوخی ادای لهجه های یکدیگر را هم در می آورند!

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

یاد گرفتن چه زبان هایی برای فارسی زبان ها سخت تر است؟

[ad_1]

برای درجه بندی میزان سختی و راحتی زبان ها باید المان های بسیار متفاوتی را در نظر گرفت. میزان سختی یک زبان میتواند بسته به اینکه شما از قبل چه زبان هایی را یاد گرفته اید بسیار متفاوت باشد. مثلا یادگیری زبان فرانسه برای یک انگلیسی زبان خیلی ساده تر از یک فارسی زبان است.

تحقیقات زیادی در رابطه با میزان سختی زبان های خارجی انجام شده، اما بیشتر آنها به میزان سختی این زبان ها برای انگلیسی زبان ها اشاره می کنند. با توجه به تفاوت های ریشه ای زبان فارسی و انگلیسی، استفاده از این نتایج برای فارسی زبانان غیر قابل قبول خواهد بود. به همین دلیل مجموعه متخصصین زبان بیاموز، با توجه به المان های متفاوت زبان های خارجی میزان سختی آن را طبقه بندی کردند.

رده بندی میزان سختی زبان ها

رده اول – انگلیسی، عربی

رده دوم – فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتقالی

رده سوم – روسی، آلمانی

رده چهارم – چینی، ژاپنی

در این رده بندی هرچه بیشتر به سمت پایین حرکت می کنید زبان ها پیچیده تر می شوند. در ادامه در رابطه با دلایل انتخاب زبان ها در هر رده بیشتر صحبت می کنیم.

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی را شاید بتوان یکی از ساده ترین زبان های دنیا دانست. البته این زبان حجم بسیار گسترده ای از واژگان و اصطلاحات را در خود جای داده اما یادگیری آن به مراتب نسبت به زبان های دیگر برای ما ساده تر است. دلایل سادگی زبان انگلیسی عبارتند از:

  • زبان انگلیسی یکی از معدود زبان های اروپایی است که اسامی در آن جنسیت ندارد. پس نیازی به درگیری با جنسیت اسامی در این زبان نیستید.
  • زبان انگلیسی حالت محور است. این یعنی اسامی همیشه شکل ثابتی دارند، بدون توجه به اینکه در چه جایگاهی (فاعل، مفعول و …) قرار می گیرند.
  • زبان انگلیسی بسیار پر کاربرد است. ما در زندگی روزمره خیلی به واژه ها و جملات انگلیسی برخورد می کنیم و به طور ناخودآگاه مقدار زیادی از این واژه ها را یاد میگیریم.
  • واژه های زیادی از انگلیسی وارد فارسی شده اند. این واژه ها میتوانند از اسامی لوازم خانگی مانند دراور تا اصطلاحات تخصصی علمی مثل دی ان ای متفاوت باشند. این واژه به ما در یادگیری سریعتر زبان انگلیسی کمک می کنند.
  • در نهایت ما زبان انگلیسی را در مدرسه، دبیرستان و دانشگاه می خوانیم. پس هر فردی که حداقل تا دیپلم درس خوانده باشد مقداری انگلیسی یاد گرفته.

پیچیدگی های زبان انگلیسی برای فارسی زبانان عبارتند از:

  • یکی از بخش های پیچیده زبان انگلیسی برای فارسی زبانان، تلفظ است. ساختار تلفظ در بیشتر زبان های اروپایی با فارسی متفاوت است. پس یادگیری درست تلفظ لغات می تواند کمی برای ما سخت باشد.
  • زمان های گرامری بخش مشکل دیگر زبان انگلیسی است. زبان انگلیسی زمان های خیلی زیادی دارد (حال ساده، حال کامل، حال استمراری و …). متاسفانه تقریبا هیچ یک از این زمان ها در فارسی معادل دقیقی ندارند پس یادگیری نحوه درست استفاده از آنها می تواند برای شما کمی سخت باشد.
زبان عربی

زبان عربی در واقع از نظر ریشه با فارسی بسیار متفاوت است. عربی جزو زبان های سامی است در حالی که فارسی یک زبان هندی-اروپایی است. با این حال پیشینه مشترک این دو زبان و تاثیر زیاد آنها بر همدیگر (که البته بیشتر عربی بر فارسی بوده) باعث تشابه آنها شده. دلایل سادگی عربی برای فارسی زبانان عبارت است از:

  • تعداد واژه های عربی در زبان فارسی بسیار بالاست. در شکل نوشتاری در متن های رسمی حدود 60% واژه های استفاده شده در فارسی عربی هستند. اگر یک متن ساده عربی را بخوانید احتمالا متوجه تعداد قابل توجه واژه های آشنا خواهید شد. این واژه ها به شما کمک می کنند تا خیلی سریعتر زبان عربی را یادبگیرید.
  • عربی و فارسی خطی مشترک دارند. برخلاف زبان های اروپایی، فارسی و عربی هر دو از یک خط برای نوشتن استفاده می کنند. ساختار خواندن واژه ها هم تا حد زیادی به هم شبیه هستند پس می توانید خیلی سریع خواندن عربی را یادبگیرید.
  • عربی زبان قرآن و متون مذهبی اسلام است. تقریبا همه ما با متون نوشتاری عربی آشنا هستیم و معنای جملات و واژه ها را از ان یاد گرفته ایم.
  • ما عربی را در مدرسه و دبیرستان می خوانیم. پس هر کسی که حداقل تا دیپلم درس خوانده باشد با اصول زبان عربی آشناست.

البته عربی پیچیدگی هایی هم برای فارسی زبانان دارد. برخی از پیچیدگی های یادگیری عربی عبارتند از:

اسامی و ضمایر در زبان عربی جنسیت دارند. این جنسیت بر روی بسیاری از بخش های جمله تاثیر می گذارد. موضوعی که ما در فارسی اصلا با آن آشنا نیستیم.

عربی زبانی حالت محور است. این یعنی اسمی که به صورت فاعل در جمله استفاده می شود با اسمی که به صورت مفعول استفاده می شود تا حدی متفاوت است. درک این ساختار معمولا برای فارسی زبان ها کمی سخت است.

ساختار واژه ها در زبان عربی به صورت کلی متفاوت است. برخلاف زبان های هندی-اروپایی که در آنها بن واژه همیشه ثابت است (و تنها پیشوند و پسوند به آن اضافه می شود) در عربی بن افعال از ساختارهای سه حرفی تشکیل شده که در طرحواره های مختلف قرار می گیرند تا ساختارهای جدیدی را بسازند.

عربی محاوره ای با شکل فصیح متفاوت است. چیزی که ما از عربی در مدرسه یاد میگیریم در واقع شکل فصیح زبان عربی است. نحوه مکالمه عربی در هر کشور عربی متفاوت است و گاهی فاصله این شکل محاوره ای با شکل فصیح بسیار زیاد است. (ممکن است افرادی از دو لهجه عربی حتی حرف های همدیگر را خوب متوجه نشوند) پس شما باید برای یادگیری مکالمه عربی یک لهجه را هم انتخاب کرده و یاد بگیرید.

زبان های فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتقالی

این زبان های را به این دلیل در یک ساختار قرار دادیم که همگی از دسته زبان های رومی هستند. در واقع این زبان ها بسیار به هم نزدیک هستند. پس با یادگیری یک از آنها،یادگیری بقیه برای شما بسیار ساده تر می شود. زبان های رومی زبان هایی هستند که همگی از شکل محاوره ای زبان لاتین گرفته شده اند. البته این زبان ها با هم تفاوت هایی دارند اما ساختار کلی آن ها یکسان است و معمولا می توان جملات را بین آنها کلمه به کلمه ترجمه کرد.

یادگیری زبان های ریشه رومی مثل فرانسه تفاوت زیادی با انگلیسی ندارد. البته این زبان ها پیچیدگیهایی مثل جنسیت اسامی، صرف صفات و … را دارند. در ضمن ما هیچ یک از این زبان ها را در مدرسه یاد نمی گیریم پس شروع یادگیری برای ما خیلی سخت تر خواهد بود. در مورد زبان فرانسه، ممکن است یادگیری ساختار تلفظ واژه ها هم در ابتدا کمی مشکل ساز باشد.

زبان آلمانی و روسی

این دو زبان از دو ریشه متفاوت هستند اما المان های تا حدی مشابهی دارند که میزان سختی آنها را یکسان می کند. زبان آلمانی از ریشه زبان های ژرمنی است (در واقع با انگلیسی هم ریشه هستند) در حالی که روسی از ریشه زبان های اسلاو است (با زبان هایی مثل اکراینی هم ریشه هستند). این دو زبان خصوصیات گرامری ای دارند که یادگیری آنها را مشکل می کند برخی از این خصوصیات عبارتند از:

  • در هر دو زبان اسامی جنسیت دارند. یک اسم می تواند یکی از جنسیت های مذکر، مونث یا خنثی را داشته باشد. در روسی جنسیت اسامی از طریق حروف آخر آن قابل تشخیص است اما در آلمانی باید جنسیت را به طور کامل حفظ کنید (تقریبا قاعده ای ندارد).
  • در زبان آلمانی شکل جمع اسامی هم بی قاعده است، این یعنی در کنار یاد گرفتن هر اسم باید اسم جمع آن را هم حفظ کنید. در روسی حالت جمع بیشتر اسامی با قاعده است اما بسته به اینکه حروف آخر اسم چه حروفی هستند حالت جمع اسم متفاوت است.
  • آلمانی و روسی هر دو حالت محور هستند. این موضوع یکی از اصلی ترین مشکلات زبان آموزان با این دو زبان است. حالت محور بودن یک زبان یعنی اسم بسته به اینکه در چه جایگاهی قرار می گیرد، تغییر می کند. در آلمانی اسامی چهار حالت و روسی شش حالت متفاوت دارند.
  • در آلمانی و روسی صفات هم صرف می شوند. این یعنی بسته به خصوصیات اسمی که صفت به آن نسبت داده شده، صفت تا حدی تغییر خواهد کرد. البته صرف صفات در این دو زبان با قاعده است اما آشنایی دقیق با نحوه صرف آنها میتواند پیچیده باشد.
  • زبان روسی از خط سیریلیک استفاده می کند که بیشتر فارسی زبان ها هیچ آشنایی قبلی ای با آن ندارند.
  • تعداد واژه های مشترک آلمانی و روسی با فارسی خیلی کم است. با وجود روابط دیپلماتیک ایران با آلمان و روسیه، بیشتر واژه های غربی وارد شده به فارسی از دو زبان فرانسه و انگلیسی وارد شده اند.
زبان های چینی و ژاپنی

برخلاف تصور عمومی دو زبان چینی و ژاپنی از یک ریشه نیستند. این دو زبان تفاوت های ساختاری زیادی با هم دارند اما به واسطه تشابه شکل نوشتاری آنها، مشابه فرض می شوند. زبان ژاپنی در ابتدا دارای شکل نوشتاری نبوده بنابراین برای نوشتن آن از حروف چینی استفاده می شده. این موضوع باعث وارد شدن حروف چینی به زبان ژاپنی و ورود واژه ها از این زبان شده. زبان های ژاپنی و چینی خصوصیاتی دارند که یادگیری آنها را برای فارسی زبانان پیچیده می کند. البته باید اشاره کرد که از نظر ساختار گرامری یادگیری ژاپنی از چینی ساده تر است. برخی از این خصوصیات عبارتند از:

  • ساختار نوشتاری دو زبان ژاپنی و چینی به صورت کلی با تمام زبان های غربی متفاوت است. در این ساختار که به آن «واژه نگار» هم گفته می شود، به جای نوشتن حرف به حرف یک واژه از یک شکل برای نشان دادن آن استفاده می شود. البته زبان ژاپنی دارای الفبا هم هست (الفبای کانا و روماجی) اما در بیشتر متون از ترکیبی از حروف چینی (کانجی) به همراه الفبا استفاده می شود. یادگیری ساختار نوشتاری چینی و ژاپنی می تواند زمانبر باشد چراکه در کنار یادگیری هر واژه باید شکل نوشتاری آن را نیز به خاطر سپرد و البته یک واژه را نمی توانید پیش از یادگیری شکلش بخوانید.
  • زبان چینی یک زبان نواختی یا تونال است. این یعنی بسته به نوع نواخت واژه، معنی آن می تواند متفاوت باشد. نواخت یا تون گفتن در فارسی معمولا برای نشان دادن ساختار جمله استفاده می شود (مثلا جملات سوالی با نواختی خواست ادا می شوند) اما فارسی، ژاپنی و تقریبا تمام زبان های غربی نواختی نیستند.
  • زبان چینی فاقد زمان به شکلی است که در فارسی با آن آشنا هستیم. برای نشان دادن زمان ها در چینی معمولا از قید زمان در جمله استفاده می شود، اما ساختارهایی مثل زمان حال، گذشته و آینده در چینی معادلی ندارند.
  • زبان چینی شکل های بسیار متفاوتی دارد. گرچه چند دهه است که شکل استانداردی برای آن مشخص شده (چینی ماندارین) اما هنوز هم در بخش های متفاوت چین به شکلهایی متفاوت صحبت می شود.
  • فارسی تقریبا هیچ تشابه ریشه ای با ژاپنی و چینی ندارند. تعداد واژه های وارد شده از این زبان های به فارسی هم بسیار محدود است، پس یادگیری این دو زبان دنیای جدیدی برای شما خواهد بود.
نتیجه

میزان سختی یک زبان ارتباط زیادی با دانش فعلی شما به عنوان یک زبان آموز دارد. هرچه تعداد زبانهایی که از قبل یادگرفته اید بیشتر باشد یادگیری یک زبان جدید برای شما ساده تر خواهد بود.

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

یاد گرفتن یک زبان جدید چقدر زمان می خواهد؟

[ad_1]

جواب این سوال خیلی ساده نیست اما در این مطلب سعی می کنیم تا با استفاده از پژوهش های دقیقی که در رابطه با یادگیری زبان های خارجی انجام شده به این سوال پاسخ دهیم.

میزان سخت بودن هر زبان

در ابتدا باید این موضوع را مطرح کرد که میزان سختی همه زبان های خارجی با هم یکسان نیست. بنابراین زمان مورد نیاز برای یادگرفتن آنها هم یکی نخواهد بود. هرقدر یک زبان سخت تر باشد، مغز شما به زمان بیشتری برای یادگیری جزئیات و روش استفاده از آن نیاز دارد. من در اینجا با توجه به تجربه شخصی ام از یادگیری زبان ها، زبان ها را با توجه به سختی در 4 رده قرار می دهم:

رده اول – انگلیسی، عربی

رده دوم – فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتقالی

رده سوم – روسی، آلمانی

رده چهارم – چینی، ژاپنی

البته این رده بندی برای فارسی زبان ها طراحی شده، در صورتی زبان مادری فردی فارسی نباشد مطمئنا میزان سختی این زبان ها برای او متفاوت خواهد بود. (در صورتی که کنجکاو هستید که این درجه بندی چطور انجام شده می توانید این مطلب را بخوانید.)

میزان تسلط به هر زبان

یاد گرفتن یک زبان یک موضوع نسبی است، پس ما نمی توانیم دقیقا بفهمیم چه زمانی یک زبان را یاد گرفته ایم. البته برای استاندارد سازی آموزش چهارچوب هایی مثل CEFR ساخته شده اند. در تحقیقی که ما برای نوشتن این مطلب از آن استفاده کردیم، FSI میزان تسلط زبان را به پنج دسته زیر تقسیم کرده:

  • تسلط ابتدایی: یعنی فرد با عبارات اولیه آشنا است و میتواند نیاز خود را مثلا در یک مسافرت (در سطح خرید کردن، گرفتن هتل و …) بر طرف کند.
  • تسلط پیش متوسط: یعنی فرد می تواند در سطح اولیه با دیگران رابطه اجتماعی برقرار کند، با یک نفر صحبت کند و در مورد علایق و نیازهایش جملاتی بسازد.
  • تسلط متوسط: یعنی فرد بر روی زبان تاحدی تسلط دارد که می تواند بیشتر نیازهایش را در این زبان برطرف کند، با دیگران وارد بحث های پیچیده شود و منظور خود را برساند.
  • تسلط پیشرفته: یعنی فرد میتواند کاملا مسلط به این زبان صحبت کند و در شرایط مختلف حتی موقعیت های تخصصی از آن استفاده کند.
  • زبان مادری یا تسلط مشابه: فرد مانند یک فرد بومی به زبان مسلط است.

چقدر زبان برای یادگیری لازم است؟

تحقیق FSI نشان می دهد برای یادگیری یک زبان رده اول (انگلیسی و عربی) نیاز به حداقل 480 ساعت زمان خواهد بود تا به سطح پیش متوسط برسید. این یعنی برای مثال روزی 4 ساعت زبان بخوانید حدود 3 ماه برای رسیدن به سطح پیش متوسط زمان نیاز خواهد داشت. برای زبان های رده سوم این زمان برای رسیدن به همین سطح 720 ساعت است.

رسیدن به تسلط پیشرفته در زبان های رده اول (انگلیسی و عربی) در مجموع به حدود 1400 ساعت تمرین نیاز خواهد داشت. که زمان نسبتا زیادی است. البته به این نکته توجه داشته باشید که این تحقیق با توجه به متوسط گیری زمان یادگیری برای یک بازه بزرگ از افراد انجام شده. پس ممکن است این زمان برای شما کمتر یا بیشتر باشد.

یعنی همه اینقدر برای یادگیری تمرین می کنند؟

در واقع بله. به یاد داشته باشید که زمانی که یک بچه برای یادگیری زبان صرف می کند به مراتب بیش از این مقدار است. اگر سن یادگیری قابل قبول زبان را 4 سال در نظر بگیریم (تا قبل از این سن تسلط کودکان بسیار پایین است.) یک کودک از بدو تولد مجموعا حدود 12000 ساعت برای یادگیری زبان وقت داشته.

طبیعتا اگر شما در یک کشور خارجی زندگی کنید، زندگی عادی شما هم می تواند به بخشی از روند یادگیری شما تبدیل شود. این موضوع ساعت یادگیری روزانه شما را به شدت افزایش می دهد.

در تبلیغ تلویزیون گفته میشه با 10 دقیقه در روز زبان یاد می گیریم!

طبیعتا امکان یادگیری هر زبانی با ده دقیقه تمرین روزانه هم وجود دارد اما برای رسیدن به سطح پیش متوسط تقریبا 8 سال زمان نیاز خواهید داشت. به یاد داشته باشید که همیشه راحت ترین روش بهترین روش نیست.

روزانه چقدر بخوانیم؟

در صورتی که در یادگیری زبان جدی هستید سعی دو موضوع را در روند یادگیری خود رعایت کنید:

تداوم یادگیری را زیاد کنید: سعی کنید روند یادگیری شما ادامه دار باشد. با یادگیری های مقطعی مطمئنا هرگز نخواهید توانست در سطحی قابل قبول زبان مورد نظر خود را یاد بگیرید. برای یادگیری بهتر، هر روز مقداری زمان برای یادگیری بگذارید.

زمانی متوسط را برای یادگیری روزانه انتخاب کنید: مغز شما برای یادگیری به مقداری زمان گرم شدن نیاز دارد. بعد از این زمان مغز در حالت فعال یادگیری قرار می گیرد. پس از مدتی تمرین هم مغز خسته شده و به حالت استراحت می رود. باید سعی کنید بازه های زمانی یادگیری را با توجه به توانایی خود طوری انتخاب کنید که زمان کافی برای گرم شدن ذهن شما وجود داشته باشد و البته بازه بیش از حد طولانی نباشد. معمولا بازه های نیم ساعت تا یک ساعت روزانه برای یادگیری یک زبان ساده توصیه می شود.

 

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

7 روش برای بهبود مهارت نوشتاری در زبان های خارجی

[ad_1]

به ویژه با گسترش شبکه های اجتماعی و اینترنت، استفاده از مهارت های نوشتاری هر روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. امروزه بخش زیادی از ارتباطات ما از طریق نوشتن انجام می شود. این نوشتن می تواند شامل نوشتارهای صمیمانه و روزمره تا نوشته های رسمی و اداری باشد. در این مطلب سعی با روشها و نکاتی آشنا خواهید شد که به شما در یادگیری بهتر و موثر تر مهارت نوشتن در زبان های خارجی کمک میکند.

1 – اطمینان حاصل کنید که مهارت اولیه ای از زبان مورد نظر دارید

نوشتن را در واقع می توان پیشرفته ترین مهارت هر زبان در بین چهار مهارت اصلی (شنیدن، خواندن، گفتن، نوشتن) دانست. به صورت عمومی مهارت هایی که نیاز تولید دارند یعنی نوشتن و گفتن از مهارت هایی که نیاز به دریافت دارند یعنی شنیدن و خواندن پیچیده ترند. از طرف دیگر مهارت هایی که کلامی و شفاهی هستند (شنیدن و گفتن) از مهارت های کتبی (خواندن و نوشتن) پیچیده ترند پس می توان گفت نوشتن در این بین از همه پیچیده تر است. پیش از آنکه از خود توقع نوشتن به یک زبان را داشته باشید باید اول بدانید که آیا با اصول اولیه این زبان آشنا هستید یا خیر. در صورتی که اینطور نیست بهتر است پیش از شروع به نوشتن مهارت عمومی زبان خود را گسترش دهید.

2 – با قواعد اولیه نوشتاری آشنا شوید

اولین قدم در نوشتن یادگیری قواعد نوشتاری است. این قواعد از حروف الفبا و نحوه نوشتن آنها شروع شده و به قواعد نقطه گذاری و پاراگراف نویسی می رسد. گرچه نوشتن در سطح حرفه ای جزئیات زیادی دارد اما در ابتدا شما تنها باید با اصول اولیه نوشتن آشنا شوید تا نوشته شما قابل درک و خواندن باشد.

3 – موضوعاتی برای نوشتن پیدا کنید

پیدا کردن موضوعاتی که به سطح شما بخورد بسیار مهم است. در ابتدا بهتر است با موضوعات ساده شروع کنید و مرحله به مرحله به سمت موضوعات پیچیده تر بروید. به صورت معمول وصف چیزهای واقعی، مناظر طبیعی، افراد و غیره ساده تر از توضیح مفاهیم انتزاعی مثل فلسفه، سیاست و روانشناسی است. برای پیدا کردن موضوعات ساده میتوانید حتی به دفتر انشای دوران دبستان خود سر بزنید. نوشتن همان موضوعات این بار در یک زبان جدید میتواند واقعا سرگرم کننده باشد.

4 – بیشتر از نوشتن باید بخوانید

برای درست نوشتن، شما باید در واقع طرحواره نوشتارهای استاندارد را در زبان خارجی درک کنید. این درک در شکل اولیه یک نوع کپی کردن است. این یعنی شما باید ساختارهای آشنا را یادبگیرید و از همان ها استفاده کنید، مثلا نامه را همیشه با عبارتی خاص شروع و با عبارتی خاص تمام می کنند. یادگیری و کپی برداری این طرحواره ها نیازمند مطالعه است. سعی کنید کتاب ها، مقالات و نوشتارهایی را مطابق سطح خود پیدا کرده و بخوانید. در طول خواندن به جزئیات نوشتاری دقت بیشتری کنید تا بتوانید از المان های اصلی آنها در نوشته خود هم استفاده کنید.

5 – یک همراه پیدا کنید

پیدا کردن یک همراه تقریبا در تمام مهارت های یادگیری مفید است. کسی را پیدا کنید که بتوانید برای او بنویسید و او هم در مقابل برای شما بنویسد. اشتباهات همدیگر را پیدا کنید و هر بار سعی کنید نوشته پیشرفته تری را از دفعه قبل بنویسید.

6 – ایرادات خود را پیدا کنید

شاید برای خودتان سخت باشد که اشتباهاتتان را پیدا کنید، چون اگر قادر به پیدا کردن آنها بودید احتمالا از اول آنها را مرتکب نمی شدید. بهترین روش برای پیدا کردن اشتباهات استفاده از یک معلم را فردی است که سطح زبان پیشرفته تری نسبت به شما دارد. پیدا کردن و اصلاح کردن اشتباهات به شما کمک می کند در نوشتن درجا نزنید.

7 – یک وبلاگ بزنید

امروزه زدن وبلاگ یکی از راحت ترین کارهایی است که میتوانید در اینترنت انجام دهید. زدن یک وبلاگ می تواند به صورت همزمان در بسیاری از روش های بالا به شما کمک کند. وبلاگ به شما کمک می کند به صورت منظم بنویسید و تمرین داشته باشید. بسته به اینکه وبلاگ در چه موردی است، می تواند همیشه برای شما موضوعی برای نوشتن باشد. اگر وبلاگ شما مخاطبی هم داشته باشد می توانید از مخاطبان برای بهبود مهارت خود استفاده کنید و از آنها برای پیدا کردن اشتباهاتتان کمک بگیرید. اضافه بر همه این موضوعات زدن یک وبلاگ اعتماد به نفس شما را هم برای نوشتن بالا می برد و به شما کمک می کند در شرایط کاربردی بتوانید از مهارت خود به خوبی استفاده کنید.

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

10 نکته برای بهبود یادگیری زبان های خارجی

[ad_1]

تقریبا همه دوست دارند زبان های خارجی زیادی را بلد باشند. یادگیری یک زبان خارجی به ویژه زبان انگلیسی مهارتی است که می تواند در بسیاری از جنبه های زندگی، از شغل گرفته تا تفریح و مسافرت به ما کمک کند. با این حال درصد افرادی که می توانند به طور مسلط به یک زبان خارجی یا بیشتر صحبت کنند محدود است. دلیل این موضوع شاید در نگاه اول سخت بودن یادگیری زبان های خارجی باشد، اما اگر یادگیری یک زبان خارجی واقعا اینقدر سخت است چطور درصد بالایی از مردم در برخی کشورهای اروپایی به چندین زبان مسلط هستند. اینجاست که می فهمیم احتمالا مشکل در روش یادگیری ماست. در این مطلب با 10 نکته ساده اما پر اهمیت آشنا می شویم که با رعایت آنها میتوان سرعت و تاثیر یادگیری زبان های خارجی را به شدت افزایش داد.

1 – بدانید چرا این کار را می کنید!

این شاید خیلی بدیهی به نظر برسد اما بسیار با اهمیت است. پیش از یادگیری زبان خارجی حتما باید هدف دقیق خود را از این کار مشخص کنید. حتی اگر این کار را برای تفریح انجام می دهید باید در این مورد مصمم باشید. یکی از اصلی ترین دلایل رها کردن روند آموزش کم رنگ شدن هدف در طول زمان است. اگر هدف و دلیل شما برای یادگیری یک زبان به اندازه کافی قوی باشد بدون توجه به شرایط حتما آن را یاد می گیرید. پس سعی کنید دلایل خود را برای یادگیری به یاد داشته باشید و گاهی آنها را با خود مرور کنید.

2 – یک یا چند همراه پیدا کنید

دیدن روند پیشرفت و کار دیگران می تواند کمک بزرگی برای شما باشد. اینکه یادگیری زبان را با دیگران انجام دهید تاثیر زیادی در تمرکز و تداوم یادگیری شما دارد. در ضمن همیشه می توانید در بخش های سخت تر از تجربیات دیگران استفاده کنید، منابع و مطالب جدید مورد استفاده آنها را بشناسید و با روش های کار آنها آشنا شوید. کار کردن با دیگران همچنین امکان ارزیابی روند پیشرفت را به شما می دهد.

3 – با خودتان صحبت کنید

صحبت کردن با دیگران طبیعتا بهتر است اما همه ما بخش بزرگی از زمان خود را در روز تنها هستیم و البته همیشه به خودمان دسترسی داریم. بهترین شریک صحبت کردن شما در واقع خودتان هستید. گرچه شاید در این روش اشکالات خود را متوجه نشوید اما این روش یکی از بهترین روش های تمرین مکالمه است. سعی کنید موضوعات خاص و ساده را پیدا کنید و در مورد آن با خودتان صحبت کنید یا حتی می توانید یک مصاحبه خیالی را در زبان خارجی در ذهن خود تصور کنید و به سوالات مختلف پاسخ دهید.

4 – زبان را برای خودتان کاربردی کنید

سعی کنید خود را در محیطهایی قرار دهید که استفاده از زبان خارجی برای شما کاربرد داشته باشد. مثلا در شبکه های اجتماعی وارد صفحاتی شوید که به زبان مورد نظرتان نوشته شده. یا سعی کنید مطالب ساده ای را به این زبان پیدا کرده و بخوانید. یکی از بهترین روش های یادگیری یک زبان استفاده از آن است. البته این موضوع برای نوآموزان کمی مشکل است اما هرچه بیشتر با زبان آشنا می شوید حجم مطالبی که میتوانید از آنها استفاده کنید بیشتر می شود و می توانید برخی نیازهای خود را از طریق زبان جدید برطرف کنید.

5 – یادگیری را تفریح کنید

سعی کنید بخشی از تفریحات خود را در زبان جدید انجام دهید. مثلا آهنگ هایی به این زبان گوش کنید. فیلم هایی به این زبان ببینید. از بازی های آموزشی استفاده کنید. تفریح به خودی خود کشش خوبی برای جذب افراد دارد. این کشش می تواند به شما در جذب بیشتر مباحث در زبان جدید کمک کند.

6 – بازیگوش و پویا باشید

بخش بزرگی از روند یادگیری زبان در انجام اشتباهات و اصلاح آنهاست. به ویژه در ابتدای راه از اشتباه کردن نترسید. کسی شما را به خاطر اشتباهات گرامری محاکمه نخواهد کرد. در استفاده از واژه ها و قواعدی که یاد گرفته اید بازیگوش باشید. تا جای ممکن و به صورت آزادانه از آنها استفاده کنید. شاید از این ترس داشته باشید که با اشتباه کردن های مداول این اشتباهات به بخشی از دانش شما تبدیل شود، این موضوع درست است اما ضرر عمل نکردن به مراتب بیش از اشتباه کردن است. همیشه برای اصلاح اشتباهتان وقت دارید. سعی کنید با انرژی باشید و با همان دانش محدود زبان چیزهای مختلف بسازید.

7 – از کنج راحتی خود بیرون بیایید

اینکه خود در معرض اشتباهات قرار دهید یعنی گاهی ممکن است در شرایط خجالت آوری هم قرار گیرید. برای یادگیری باید این ریسک را بپذیرید. اینکه در گوشه ای بی صدا و بی حرف بنشینید و سعی کنید اصطلاحا شخصیت خودتان را نگه دارید، می تواند یک مانع بزرگ برای شما باشد. برای یادگیری باید از کنج راحتی خود بیرون بیایید و ریسک هایی را بپذیرید. به یاد داشته باشید که سال های بعد هیچ کس موقعیت های قدیم شما را به یاد ندارد و تنها مهارت های جدید است که برای شما می ماند.

8 – گوش کنید

به یاد داشته باشید که یادگیری یک زبان جدید در واقع، کپی کردن نحوه ارتباط افراد دیگر است. پس برای یادگیری یک زبان شما باید پیش از هر چیز به افرادی که به آن زبان صحبت می کنند گوش کنید. از طریق گوش کردن شما می توانید طرح واره ای از این زبان در ذهنتان ایجاد کنید و از طریق کپی کردن جملات کوتاه، مکالمات ساده را یاد بگیرید. با گذشت زبان شما درک بیشتر و بیشتری نسبت به این طرح واره پیدا می کنید و می توانید زبان جدید را مانند افرادی بومی آن زبان صحبت کنید. به همین دلیل گوش کردن یکی از مهمترین المان های یادگیری هر زبان جدیدی است.

9 – به صحبت کردن دیگران نگاه کنید

صحبت کردن به یک زبان یا لهجه جدید یعنی استفاده از زبان و لب ها در یک ساختار جدید. از طریق نگاه کردن به نحوه صحبت کردن افراد می توانید بخشی از حرکات را یاد بگیرید. در طول صحبت کردن آنها به حرکت زبان و لب های آنها توجه کنید و سعی کنید این حرکات را در دهان خود تکرار کنید. شما زمانی لهجه ایده آل به دست میاورید که بتوانید این حرکات را به صورت دقیق مشابه افراد بومی آن زبان انجام دهید.

10 – کنار گود نایستید!

یادگیری زبان نیازی به پیش نیاز، آمادگی قبلی و گرم کردن ندارد. هر زمانی که اراده ای برای این کار پیدا کردید آن را شروع کنید. فراموش نکنید که انگیزه شما ممکن است همیشگی نباشد پس تا زمانیکه برای این یادگیری انگیزه دارید با قدرت از آن استفاده کنید. همیشه به یاد داشته باشید که بیشتر افرادی که به خوبی به یک زبان صحبت می کنند در واقع افرادی هستند که مدت طولانی از آن استفاده می کنند. پس هرچه مدت زمان یادگیری خود را بیشتر کنید میزان مهارت شما در این زبان بیشتر می شود و شانس شما برای فراموش کردن آن کمتر.

برای شروع می توانید همین حالا یکی از زبان ها را از صفحه اول شروع کنید!

 

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

چرا نوشتن تلفظ به فارسی اشتباه است؟

[ad_1]

تلفظ  یا واگویی یکی از بخش های بسیار مهم در یادگیری یک زبان های خارجی است. می توان گفت بدون داشتن توانایی کافی در تلفظ حتی در صورت داشتن دانش کامل در لغت دانی یا گرامر امکان صحبت کردن به یک زبان را نخواهید داشت. همچنین می دانید که کیفیت تلفظ حروف و خواندن جملات هم می تواند نقش موثری در درک شنیداری طرف مقابل از صحبت های شما داشته باشد. هر قدر توانایی تلفظی شما در یک زبان پایین تر باشد امکان درک شنیداری صحبت های شما برای دیگران سخت تر می شود. عدم توانایی بالا در تلفظ معمولا خود را به صورت لهجه بسیار قوی (عموما لهجه مشابه زبان مادری زبان آموز) نشان می دهد. پس در صورتی که فردی کلمات و جملات زبان دیگری را با لهجه زبان مادری خود ادا می کند مشکل اصلی در دانش و توانایی تلفظ پایین فرد است.

موضوع پیچیده در رابطه با تلفظ معمولا عدم امکان معادل سازی دقیق صداها در زبان های متفاوت است. از آنجا که امکان آموزش کتبی یا ویدئویی نحوه تلفظ حروف وجود ندارد، تسلط در این بخش نیاز به تمرین و دقت زیادی دارد.

آیا داشتن لهجه بد است؟

داشتن لهجه در یک زبان به معنای دور شدن شما از ایده آل یادگیری در آن زبان است. در ضمن باید توجه داشته باشید که زمانی که با لهجه صحبت می کنید امکان درک صحبت های شما در شرایطی که کیفیت صوتی پایین تر است، مثل مکالمات تلفنی خیلی سخت می شود. در نتیجه در زمان یادگیری باید سعی کنید تلفظ کلمات و جملات را با کمترین لهجه یادبگیرید.

چرا خواندن تلفظ به خط فارسی اشتباه است؟

نوشتن حروف به خط فارسی اشکالات زیادی دارد اما دوتا از مهمترین آنها نکات زیر هستند:

عدم وجود معادل های دقیق: مشکل عدم وجود معادل ها به ویژه در زبان های اروپایی معمولا خود را در حروف صدادار بیشتر نشان می دهد. در زبان فارسی ما 6 حرف صدادار داریم. این شش حرف شامل 3 حرف صدادار بلند (آ، او، ای) و 3 حرف صدادار کوتاه (  َ ،  ِ ،  ُ ) می شود. هر یک از این حروف نماینده یک صدا هستند. یعنی در مجموع ما در زبان فارسی 6 آوای صدادار داریم. این درحالیست که تعداد آواهای صدادار در زبان های اروپایی به مراتب بیشتر است. برای مثال در زبان انگلیسی بیش از 20 ترکیب صدادار داریم. ترکیبهایی که به ندرت در زبان فارسی دارای معادل هستند. حتی صداهایی که به نوعی قابل معادل کردن هستند هم صدایی دقیقا مشابه ندارند. این موضوع در مورد دیگر زبان های اروپایی هم صدق می کند، زبان های آلمانی، فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی و … هم آواهایی دارند که به هیچ عنوان معادل فارسی ندارند.

با یک مثال ساده عدم کارایی این روش به سادگی مشخص می شود:

تلفظ دو واژه ship و sheep در زبان انگلیسی را اگر بخواهیم به صورت فارسی بنویسیم برای هر دو خواهیم نوشت “شیپ” در صورتی که می توانید تلفظ درست هر یک در زیر گوش کنید:

sheep

 

ship

صداهای کوتاه در خط فارسی: در خط فارسی حرف صدادار کوتاه یعنی فتحه، کسره و ضمه را به صورت خطوطی در بالا یا پایین حروف دیگر می نویسیم. این نحوه نوشتن معمولا خواندن درست این حروف را دچار مشکل می کند، و احتمال اشتباه در خواندن حروف را به مراتب افزایش می دهد. میتوان گفت از این نظر نوشتن تلفظ کلمات به خط لاتین حداقل می تواند اطلاعات بیشتری را در اختیار شما قرار دهد.

پس در صورتی که تلفظ کلمات در یک زبان را از طریق نحوه نوشته شدنش در خط فارسی یادبگیرید به احتمال قوی آنقدر لهجه فارسی خواهید داشت که کسی معنای صحبت های شما را متوجه نمی شود. می توان گفت یادگرفتن تلفظ کلمات از طریق نوشتن آن به فارسی آنقدر آسیب رسان است که با یادنگرفتن تلفظ تفاوت زیادی ندارد. توجه داشته باشید که در صورتی که تلفظ حروف را به این صورت یادبگیرید باید در آینده همه آنها را مجدد اصلاح کنید. (که به مراتب از یادگیری اولیه سخت تر است)

پس چطور تلفظ را یادبگیریم؟

برای یادگیری تلفظ دو روش استاندارد عمومی وجود دارد. روش اول گوش دادن به نحوه تلفظ درست و تلاش برای تکرار آن است. روش دوم خواندن نحوه تلفظ به الفبای IPA است.

IPA  (کوتاه شده International Phonetic Alphabet) یا الفبای آوانگاری بین‌المللی یک روش بین المللی و استاندارد برای نوشتن و خواندن آوای حروف و کلمات است (ممکن است آن را با نام فونتیک بشناسید). در این روش آوانگاران با بررسی دقیق نحوه تلفظ هر کلمه در یک زبان این تلفظ را آوانگاری می کنند. IPA از حروف لاتین و علائم ویژه خود برای نشان دادن جزئیات تلفظ هر کلمه استفاده می کند. از این طریق می توانید تلفظ هر کلمه را بدون کمترین اشتباه یاد بگیرید.

گرچه یادگیری نحوه خواندن IPA در ابتدا پیچیده است اما تنها روش کتبی مناسب برای یادگیری تلفظ حروف است. بیشتر لغت نامه های استاندارد دارای تلفظ نوشتاری حروف به این استاندارد هستند پس در صورتی که تا حدی با این روش اشنا شوید می توانید از آن به راحتی برای یادگیری تلفظ همه حروف استفاده کنید. به نحوه نوشته شدن دو کلمه مثال بالا توجه کنید:

ship /ʃɪp/

sheep /ʃiːp/

نحوه خواندن صدای “ای”  و تفاوت آن در دو کلمه در این روش کاملا مشخص است. در صورتیکه با الفبای IPA آشنا باشید می فهمید که اولی با “ای کوتاه” و دومی با “ای بلند” تلفظ می شود.

اگر نوشتن تلفظ کلمات به فارسی اشتباه است چرا بسیاری از کتاب ها این کار را انجام میدهد؟

تمایل شدید افراد به یادگیری سریع و آسان زبان و اطلاع نویسندگان این کتاب ها از این موضوع اصلی ترین دلیل این کار است. در واقع چنین ناشرانی اهمیتی به روند و کیفیت آموزشی زبان آموز نمی دهند و تنها در تلاش برای فروش بیشتر کتاب هستند. با این کار، کتاب نه تنها کمکی به شما در یادگیری تلفظ نمی کند، بلکه آسیب جدی ای به روند یادگیری شما می زند.

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

چهارچوب CEFR چیست؟

[ad_1]

شاید اصطلاح CEFR به گوش شما خورده باشد، در غیر این صورت حتما با روش طبقه بندی سطوح زبانهای اروپایی آشنا هستید. روشی که حروف و اعداد برای تعیین سطح زبان آموزان استفاده می کند (A1, A2, B1, B2, C1, C2). اصطلاح CEFR مخفف عبارت Common European Framework of Reference for Languages به معنای “چارچوب اروپایی مشترک مرجع برای زبان‌ها” است. چهارچوبی که کشورهای اروپایی برای تائین سطح توانایی های زبانی از آن استفاده می کنند. در این مطلب می خواهیم در رابطه با این چهارچوب صحبت کنیم و چهارچوب کلی سطوح آن را بررسی کنیم.

هدف از ایجاد CEFR چه بود؟

هدف از ایجاد CEFR ایجاد یک چهارچوب مشترک و استاندارد برای اندازگیری مهارت و دانش زبانی افراد است. این چهارچوب به سازمان ها و موسسات مختلف کمک می کند بدون نیاز سنجش مجدد از توانایی های زبانی افراد (به ویژه مهاجرین و درخواست کنندگان تحصیلی) مطلع شوند.

CEFR مهارت های زبانی را به چهار بخش مجزا تقسیم می کند: دریافت (شنیدن و خواندن)، ساخت (صحبت کردن و نوشتن)، تقابل (کلامی یا نوشتاری) و تبدیل (ترجمه کلامی یا نوشتاری). یک زبان آموز می تواند ترکیبی متفاوت از هر یک از این مهارت ها را داشته باشد. اما برای نشان دادن ساده مهارت های کلی زبان از حروف C2, C1, B2, B1, A2, A1 استفاده می شود.

سطوح مطرح شده به وسیله حروف چه مقداری از مهارت را نشان می دهند؟

جدول زیر به صورت خلاصه میزان مهارت زبان مورد نیاز برای کسب هر سطح را نشان می دهد. طبیعتا هر قدر از سطح A1 به سمت C2 حرکت کنید میزان توانایی های درخواستی بالاتر می رود.

گروه سطحنام گروه سطحسطحنام سطحتوضیحات
A

Basic user

(زبان آموز اولیه)

A1Breakthrough or beginner (مبتدی)
  • می تواند عبارت های روزمره و کابردی را بفهمد و با هدف برطرف کردن نیازهای اولیه از آنها استفاده کند.
  • می تواند خودش و دیگران را معرفی کند، میتواند به سوالاتی در مورد جزئیات شخصی زندگی خودش مانند محل زندگی، افرادی که می شناسند و چیزهایی که دارد پاسخ دهد یا سوالاتی در این رابطه بپرسد.
  • می تواند با دیگران در سطحی اولیه تعامل زبانی داشته باشد، به این شرط که فرد مقابل به آرامی و واضح صحبت کند.
A2

Way stage or elementary

(ابتدایی)

  • می تواند جملات و عبارات پرکاربردی که با نیازهای ضروری در ارتباتند را درک کند (برای مثال، اطلاعات خیلی اولیه شخصی و خانوادگی، خرید کردن، جغرافیای محلی و کار)
  • می تواند در مورد وظایف ساده و معمول که به یک تبادل ساده و مستقیم اطلاعات نیاز دارد تبادل نظر کند.
  • می تواند جنبه های ساده گذشته زندگی خود، محیط اطراف خود و مسائلی در مورد نیازهای اولیه خود را شرح دهد.
B

Independent user

(زبان آموز مستقل)

B1

Threshold or intermediate

(متوسط)

  • می تواند مفاهیم کلی را در ورودی های استاندارد اطلاعات بفهمد. ورودهایی که در مورد مفاهیمی است که در محل کار، مدرسه، محل تفریح و … به طور منظم اتفاق می افتد.
  • می تواند از موقعیت هایی برآید که با سفر به کشورها و مناطق صحبت کننده زبان -مورد نظر- ممکن است اتفاق بیوفتد.
  • می تواند متن های ساده ای در مورد موضوعاتی که با آنها آشناست یا علایق شخصی اش تولید کند.
  • می تواند تجارب، موقعیت ها، علایق، رویاها و امیدهایش را به صورت مختصر و با دلیل و توضیح برای برنامه هایش شرح دهد.
B2

Vantage or upper intermediate

(فوق متوسط)

  • میتواند مفاهیم کلی را در یک متن پیچیده در مورد یک مفهول واقعی یا انتزاعی شامل مباحث فنی در حوزه تخصصش درک کند.
  • میتواند با سطحی از تسلط با دیگران تعامل کند به طوری که بتواند بدون مشکل و نیاز به فرد دیگری با یک فرد بومی صحبت کند.
  • میتواند برای طیف وسیعی از موضوعات متن هایی دقیق و واضح تولید کند و دیدگاه خود را در مورد موضوع بخش توضیح داده و نقاط ضعف و قوت آن را مشخص کند.
C

Proficient user

(زبان آموز مسلط)

C1

Effective operational proficiency or advanced

(پیشرفته)

  • می تواند طیف وسیعی از عبارات بلند و مشکل را درک کند و مفهوم آن را بفهمد.
  •  می تواند ایده های فکری خودش را با تسط کامل و بدون نیاز به جست و جوی لغات بیان کند.
  • می تواند از زبان به صورت منعطف و کارآمد برای نیازهای اجتماعی، آکادمیک یا تخصصی استفاده کند.
  • می تواند متونی واضح، خوش ساختار و دقیق در مورد موضوعات پیچیده اماده کند، که نشان دهنده استفاده کنترل شده از الگوهای ساختار یافته، ارتباطات و ابزارهای فکری باشد.
C2

Mastery or proficiency

(فوق پیشرفته)

  • می تواند به سادگی هرچیزی را می شنود یا می خواند بفهمد.
  • می تواند اطلاعات دریافتی از منابع مختلف کلامی یا نوشتاری خلاصه کند و مباحث گزارشها را با ساختاری تازه به شکلی منسجم بیان کند.
  • می تواند خودش را بدون مقدمه، دقیق و سلیس ابراز کند و تفاوتهای مفهومی را حتی در موقعیت های پیچیده تمیز دهد.

مقایسه سطوح CEFR با سطوح آزمون های استاندارد زبان

جدول زیر به شما نشان میدهد نتایج امتحانات رایج زبان های دنیا، چه سطحی از چهارچوب CEFR را نشان می دهند.

نام زباننام مدرکA1A2B1B2C1C2
چینی ماندارینChinese Hanyu Shuiping Kaoshi (HSK)HSK Level 3HSK Level 4HSK Level 5HSK Level 6
چینی ماندارینTest of Chinese As A Foreign Language (TOCFL) (Taiwan)TOCFL Level 1TOCFL Level 2TOCFL Level 3TOCFL Level 4TOCFL Level 5
آلمانیGoethe-InstitutGoethe-Zertifikat A1
Start Deutsch 1
Goethe-Zertifikat A2
Start Deutsch 2
Goethe-Zertifikat B1
Zertifikat Deutsch(ZD)
Goethe-Zertifikat B2
Zertifikat Deutsch für den Beruf (ZDfB)
Goethe-Zertifikat C1
Zentrale Mittelstufenprüfung
Goethe-Zertifikat C2 – Großes Deutsches Sprachdiplom (GDS)
Zentrale Oberstufenprüfung
Kleines Deutsches Sprachdiplom
آلمانیTestDaFTDN 3—TDN 4TDN 4—TDN 5
انگلیسیAnglia ExaminationsPreliminaryElementaryIntermediateAdvancedProficiencyMasters
انگلیسیTrackTestA1 (Beginner)A2 (Elementary)B1 (Pre-Intermediate)B2 (Intermediate)C1 (Upper-Intermediate)C2 (Advanced)
انگلیسیiTEP1-22.5-33.54-4.55-5.56
انگلیسیIELTS2.03.03.5-5.5 (3.5 is the margin)5.5-7 (5.5 is the margin)7-8 (7 is the margin)8.0-9.0 (8.0 is the margin)
انگلیسیTOEIC60 – 105 (listening) 60 – 110 (reading)110 – 270 (listening) 115 – 270 (reading)275 – 395 (listening) 275 – 380 (reading)400 – 485 (listening) 385 – 450 (reading)490 – 495 (listening) 455 – 495 (reading)
انگلیسیTOEFL (IBT)10-15 (speaking)
7-12 (writing)
42-71 (total)
4-17 (reading)
9-16 (listening)
16-19 (speaking)
13-16 (writing)
72-94 (total)
18-23 (reading)
17-21 (listening)
20-24 (speaking)
17-23 (writing)
95-120 (total)
24-30 (reading)
22-30 (listening)
25-30 (speaking)
24-30 (writing)
انگلیسیTOEFL ITP337460543627
انگلیسیTOEFL Junior Standard225-245 (listening), 210-245 (language form), 210-240 (reading)250-285 (listening), 250-275 (language form), 245-275 (reading)290-300 (listening), 280-300 (language form), 280-300 (reading)
فرانسویCIEP / Alliance française diplomasTCF A1 / DELFA1TCF A2 / DELFA2 / CEFP 1TCF B1 / DELF B1 /CEFP 2TCF B2 / DELF B2 /Diplôme de LangueTCF C1 / DALF C1 / DSLCFTCF C2 / DALF C2 / DHEF
فرانسویFrantastique Certification123455
ایتالیاییCELIImpatto12345
ایتالیاییCILSA1A2UnoDueTreQuattro / DIT C2
ایتالیاییPLIDA (Dante Alighieri Society diplomas)PLIDA A1PLIDA A2PLIDA B1PLIDA B2PLIDA C1PLIDA C2
ژاپنیJapanese-Language Proficiency Test (JLPT)N5N4N3N2N1
روسیТРКИ – Тест по русскому языку как иностранному (TORFL – Test of Russian as a Foreign Language)ТЭУ Элементарный уровеньТБУ Базовый уровеньТРКИ-1 (I Cертификационный уровень) (1st Certificate level)ТРКИ-2ТРКИ-3ТРКИ-4
اسپانیاییDELEA1A2B1 (formerly “Inicial”)B2 (formerly “Intermedio”)C1C2 (formerly “Superior”)

 

منبع

  • [Common European Framework of Reference for Languages [wikipedia

نوشته چهارچوب CEFR چیست؟ اولین بار در بیاموز پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

ساختار یادگیری و حافظه عملی

[ad_1]

حافظه عملی چیزی است که شناخت آن کمک زیاد به شما در یادگیری می کند. حافظه عملی اولین بار توسط عصب شناسانی شناسایی شد که بر روی بیماران با مشکلات حافظه کار می کردند. در طول بررسی این بیماران محققان متوجه موضوع جالبی شدند. بخش زیادی از افرادی که حافظه خود را به دلایل مختلف از دست داده بودند قادر به یادآوری دسته خاصی از اطلاعات بودند. این افراد همچنان می توانست به زبان مادری خود یا حتی زبان های دیگری که یاد گرفته بودند صحبت کنند، بدون مشکل دوچرخه سواری کنند یا حتی سازی که از قبل می نواختند بنوازند.

این موضوع عصب شناسان را متوجه یک نکته مهم کرد. اطلاعات مربوط به این توانایی ها در قسمت دیگری از مغز ذخیره می شد. این قسمت به مراتب کمتر نسبت به آسیب هایی که به این افراد وارد شده بود آسیب پذیر بود. بعدها تحقیقات بیشتری در رابطه با حافظه عملی انجام شد که اطلاعات بیشتری به دانشمندان درباره آن داد. سرعت به یاد آوری در این بخش از حافظه به مراتب بالاتر است، به مراتب دیرتر از به فراموشی سپرده می شود و مغز از طریق آن به صورت مستقیم با عضلات بدن رابطه برقرار می کند.

اهمیت حافظه عملی در یادگیری مهارت ها

حافظه علمی در واقع حافظه یادگیری مهارت هاست. این بخش از حافظه انسان به مراتب موثر تر از بخش های دیگر حافظه عمل می کند. البته باید بدانید حافظه عملی محل ثبت اطلاعات مفهومی نیست. مغز از این بخش تنها برای ثبت روش انجام کارها استفاده می کند. تمام فعالیت هایی که به صورت فیزیکی یا فکری به صورت مداوم توسط انسان انجام می شود در این بخش از مغز ثبت می شود.

شاید شما هم به این موضوع فکر کرده باشید که چرا نمی توانم به زبان دیگری را مانند زبان مادری و با آن تسلط صحبت کنم. دلیل این عمر عدم انتقال زبان جدید به حافظه عملی شماست.

چطور اطلاعات را به حافظه عملی خودم انتقال دهم؟

راه حل بسیار ساده است. باید از مهارت خود استفاده کنید. مغز انسان تنها اطلاعاتی را وارد این بخش از حافظه می کند که به صورت یک مهارت همیشگی مورد نیاز باشند. برای ایجاد چنین فضایی شما باید در طول زمان از این مهارت استفاده کنید. روند یادگیری رانندگی را به یاد آورید. در ابتدا شما نیاز دارید هر بخش از کار را به یاد آورید و انجام دهید. اگر همه بخش ها را برای مدت طولانی به درستی انجام دهید دیگر بدون نیاز به یادآوری خواهید توانست رانندگی کنید. حال فرض کنید شما در طول روند آموزش از راهنمای خودرو استفاده نمی کردید، در این صورت در طول رانندگی هم باید حتما راهنما زدن را از حافظه عادی خود به یاد آورید. از آنجا که یادگیری یک زبان یا نواختن ساز از رانندگی به مراتب پیچیده تر است شما به زمان و تمرین بیشتری برای یادگیری آن نیاز دارید.

تکرار و استفاده درست از مهارت ها می تواند نهایتا به انتقال از حافظه عادی به حافظه عملی منجر شود. برای این کار می توانید از روش های متفاوتی استفاده کنید اما بهترین روش تمرین دائمی و تلاش برای استفاده از مهارت هاست.

 

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

آیا یادگیری زبان در خواب ممکن است؟

[ad_1]

تاریخچه یادگیری زبان در خواب به 1927 میلادی باز می گردد. زمانی که دانشمندان سعی کردند عمل یادگیری که در حالت هیپنوتیزم صورت می گرفت را در خواب طبیعی نیز شبیه سازی کنند. بعدها به صورت جسته و گریخته تحقیقاتی در این زمینه صورت گرفت اما تا به امروز این روش ها هرگز به صورت جدی مورد توجه دانشمندان قرار نگرفته.

یادگیری در خواب به چه معناست؟

متدهای یادگیری در خواب سعی می کنند در طول سطوح غیر عمیق خواب اطلاعاتی را در مغز انسان ثبت کنند. این کار معمولا از طریق پخش فایل های صوتی حاوی اطلاعات صورت می گیرد. روش های دیگری مانند یادگیری بو نیز مورد ازمایش قرار گرفته اما استفاده از آن بسیار محدود بوده است.

پس آیا میتوان یک زبان جدید را در خواب یادگرفت؟

جواب اصلی به این سوال منفی است. هیچ گونه تحقیق معتبری امکان یادگیری یا حتی تاثیر قابل قبول در یادگیری را در متدهای یادگیری در خواب تائید نکرده است. در واقع این متدها بیشتر نوعی کلاه بردای از افرادی است که اراده یا زمان کافی برای یادگیری زبان را ندارند. حتی در صورتی که امکان دریافت اطلاعات صوتی و ثبت آن در خواب وجود داشت امکان یادگیری زبان تنها از طریق گوش دادن به آن وجود ندارد. یادگیری نیازمند عکس العمل و تمرین است.

پس چرا متدهای آموزش زبان در خواب پرفروش هستند؟

متدهای آموزش در خواب از طریق تبلیغ، کارایی این روش را القاء می کنند، گاهی حتی نتایج دروغین از تحقیقات انجام شده در رابطه با موثر بودن این روش منتشر می شود. در حالی که در طول تجربه طولانی در یادگیری و آموزش زبان هرگز به فردی که پیشرفت حتی اندکی از این روش به دست آورده باشد برخورد نکرده ام. در صورتی که به اندازه کافی برای یادگیری یک زبان جدید مصمم نیستید یا زمان کافی برای این کار را ندارید بهتر است زمان، پول و انرژی خود را در روشهای غیر کاربردی هدر ندهید.

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع

چطور فارسی فکر نکنیم؟!

[ad_1]

احتمالا شما هم این جمله از دهان مدرسان زبان شنیده اید:

فارسی فکر نکنید!

منظور این جمله این است که فارسی فکر کردن و ترجمه آن به زبان جدید یک اشتباه بزرگ آموزشی است. اما سوال اصلی اینجاست که “پس باید چه کار کنیم؟!”

روند یادگیری در مغز انسان بسیار پیچیده است اما باید بدانید که یادگیری در مغز به معنای ایجاد ارتباط بین مفهیم است. زمانی که واژه جدید Apple را در زبان انگلیسی یاد می گیرید بسته به نوع یادگیری شما این واژه میتواند به صورت متفاوتی در مغز شما ذخیره شود. شاید شما در نگاه اول متوجه تفاوت نشوید ولی زمان استفاده از این واژه تفاوت را حس خواهید کرد. حال دو حالت متفاوت از یادگیری را بررسی می کنیم:

حالت یادگیری غیر مستقیم

این حالت از یادگیری حالتی است که احتمالا از قبل با آن آشنایی دارید و از آن استفاده می کنید. در این حالت شما واژه جدید را به عنوان یک معادل برای واژه قبلی یاد میگیرید. یعنی زمان یادگیری واژه Apple شما آن را به عنوان معادل انگلیسی واژه سیب خواهید آموخت. این روش یک مزیت و دو عیب بزرگ دارد.

مزیت آن در سریع بودن آن است. شما به این روش خواهید توانست واژه های زیادی را خیلی سریع و بدون دغدغه یادبگیرید. بیشتر افرادی که سعی در یادگیری زبان با سرعت بالا دارند از این روش استفاده می کنند. البته دو عیب بزرگ این روش است باعث می شود شما نتوانید در این روش زبان را واقعا یادبگیرید و تنها توهمی از یادگیری زبان در ذهن شما ایجاد می کند. عیب اول در معانی متفاوت واژه ها در زبان های مختلف است. واژه Table در زبان انگلیسی به معنای میز است. این واژه همچنین معنای جدول را نیز می دهد. در طول یادگیری واژه ها مشکل زیادی در رابطه با معانی متفاوت یک واژه برای افرادی که ان را به صورت غیر مستقیم یاد گرفته اند پیش می آید. گاهی واژه ها اصلا معادل دقیقی در زبان جدید ندارند و مجبور خواهید بود یک معادل حدودی برای آن پیدا کنید.

مشکل اصلی و دوم در سرعت فکر کردن و نحوه ساختن جملات در این روش است. زمانی که شما واژه ها را به صورت معادلی از واژه فارسی یاد بگیرید هر بار که میخواهید جمله ای را به زبان جدید بسازید ابتدا باید آن را در زبان فارسی در ذهن خود بسازید و سپس به زبان جدید ترجمه کنید. این کار گذشته از مشکلات جدی گرامری و معادل سازی های نامتعارف سرعت فکر کردن و صحبت کردن شما را نیز به شدت کاهش می دهد.

توجه داشته باشید که اگر زبان را به این صورت یادگرفته باشید اصلاح آن بسیار زمانبر و سخت خواهد بود.

حالت یادگیری مستقیم

روش مستقیم به معنای اتصال مستقیم واژه جدید به مفهوم آن در مغز است. این بار برای یادگیری واژه Apple شما معادلی قرار نمی دهید. برای یادگیری این واژه آن را میخوانید و به مفهوم سیب فکر می کنید. در ذهن خود میوه را می آورید و این واژه را به آن نسبت می دهید. در این روش واژه Apple مستقیم به مفهوم میوه سیب وصل می شود و برای استفاده از آن نیز مغز شما با سرعت بسیار بیشتری به آن دسترسی پیدا خواهد کرد. مشکل اصلی این روش اما در کند کردن روند یادگیری است. اتصال مستقیم واژه ها به مفاهیم زمان بر تر و پیچیده تر است اما نهایتا به شما کمک می کند مانند یک زبان مادری به زبان جدید صحبت کنید.

در مطالب بعدی در رابطه با یادگیری مستقیم واژه ها و ساختارهای زبانی بیشتر صحبت خواهیم کرد.

‘); d.write(‘

[ad_2]

لینک منبع